هدف ارزشمند...!

    تا امروز به انسانهایی که از کنارت عبور می کنند دقت کرده ای؟

 

    کسانی که هر روز در مترو ،اتوبوس یا تاکسی کنارت هستند.

 

    آدمهایی که در روزمرگی خود غرق شده اند.

 

        رنگ زندگی در میان آدم های شهرم رنگی متفاوت است.

 

         اینجا دیگر برای انسان بودن و کمال یافتن تلاشی نمی کنند ،

 

         به گمان خویش هدفی والاتر دارند!

 

     این آسمان بی هدف، بادهای بی طرف و این سقوطیست ناگزیر!

 

     امروز هدف ،فقط فقط گذران زندگیست !! آن هم به هر قیمتی..!؟

 

      آنها در تکاپو هستند تا روز را به شب برسانند   

 

      آن قدر مشغولند که گویی مسئول رساندن این دو به همند!!! 

 

     هدف تو چیست؟ تو نیز در هیاهو و زرق و برق این شهر غرقی؟ 

 

                                   هدفت از تکرار روزهایت چیست؟

 

                             می شنوم اگر مرا گوشی برای شنیدن حرفهایت دانستی.

 

                               شاید در مفهوم فهمیدن با هم تفاهم داشته باشیم! 

شخصیت خود و دیگران را چگونه بشناسیم

 

شاید شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر با نظریه تحیلی عاملی"اریک برن" آشنا شوید ، خود و دیگران را بهتر درک کرده و می توانید رفتارتان را بهبود بخشید. ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران متعجب می شوید. در این نظریه شخصیت هر فردی از بخشهایی تشکیل شده است. ولی در هرفردی یکی از این بخشها غالب هست ، لذا بیشتر کارهای فردی از بخش غالب سرچشمه می گیرد. در ادامه به توضیح مفصل این سه بخش شخصیت می پردازیم. اریک برن می گوید رفتارها ، افکار ، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد.

 وی اجزاء شخصیت انسان را به 3 بخش تقسیم می کند.

1 – حالت من کودک child ego stage

2 – حالت من والــد parent ego stage

3 – حالت من بالــغ adult ego stage

 

 1 – حالت من کودک child ego stage

کودک به هنگام به دنیا آمدن ،احساس های درونی و نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در وی می شود . مثلا با گرسنه بودن، می گرید . و با تامین بودن ، می خندد.... و این حالت در کودکی پایان نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به انحاء مختلفی ادامه می یابد. این بخش شخصیت بدون هیچ تدبر ، فکر یا بررسی جوانب ، فقط با احساسات و لذات سرو کار دارد . پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است.

 سه خاصیت کلی << حالت من کودک >> عبارت است از:

1 – هرگز از لذت جویی سیر نمی شود.

2 – آینده را نمی بیند.

3 – خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد.

 احساسات منفی ، خلاقیت ، کنجکاوی ، علاقه به دانستن ، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر چیزی را شخصا خودش تجربه کند . اصلا خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد. تمایلی به رعایت قیود اجتماعی ، عرف ، مذهب ، قانون ، تعقل و... ندارد.

 

2– حالت من والد

در سالهای اولیه کودکی ( مخصوصا 5 سال اول ) ، باید و نباید های  زیادی از طرف والدین به کودکان تحمیل شده یا یاد داده می شود.این مجموعه عظیم از وقایع خارجی و تحمیلی غیر قابل سئوال در حالت من والد کودک ثبت می گردد. و در آینده بخشی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد.این بخش شخصیت ، مسئول خشک و متعصب کارهای انضباطی فرد ، قانون مداری ، باید ها و نبایدها در افراد مختلف است. وقتی فردی بدون توجه به احساسات و عواطف ، یا بدون توجه به تعقل و منطق به امری مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند. همانطور که بعدا خواهیم گفت 3 بخش شخصیت در هر فرد وجود دارد ولی مقدار اثر گذاری آنها از فردی به فرد دیگر فرق می کند. همچنین حاکمیت شخصیت در هر فرد ممکن است به عهده یکی از این اجزاء باشد که هر کدام طبیعتا حکومتهای متفاوتی را بنا خواهند گذاشت. پس شخصیت افراد متفاوت خواهد شد. شاید شما کسانی را دیده باشید که برای آنها زندگی کار است و کاراست و کار .و یا کسانی را دیده باشید که بسیار سخت گیر و منضبط هستند به مانند یک نیروی نظامی مقید به تریبت و توالی خاصی هستند و هیچ انعطافی را در زندگی نمی پذیرند. این افراد باید سر ساعت خاصی بیدار شوند یا به رختخواب بروند و استثنائی بر این امر قائل نیستند.اضافه کاری و غرق شدن در کارهای جدی چنان است که تفریح و سرگرمی خانواده ، دوستان و فرزندانشان بی اهمیت جلوه می کنند. جلسات متعدد دارند. قرارهای متعدد دارند. در شیوه تربیتی سخت و خشک و متعصب عمل می کنند. دیدن خنده آنها مانند خورشید گرفتگی هر چند سال یکبار در یک زمان کوتاه اتفاق می افتد و البته آنها هم روی نظم معین خودش که می توانید رصد کنید. ( فراموش نکنید شخصیتی نداریم که فقط همین یک جزء را داشته باشد ولی شخصیت های زیادی در فرهنگ و جامعه ما هستند که این بخش بر سایر بخشهای شخصیت غلبه داشته و آنها را زیر حکومت خود دارد.)

 

3 – حالت من بالغ

این بخش شخصیت مخ شخصیت است. در واقع مجموعه ای از احساسات ، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار و مستقل است که فرد را با واقعیتهای موجود تطبیق و هماهنگی می دهد.این بخش شخصیت است که :

1- تجزیه و تحلیل می کند.

2-  آینده نگری می کند.

3- میان احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند.

4- احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هست محاسبه می کند.

5- فعالیتهای دو بخش قبلی ( کودک و والد ) را تنظیم می کند و واسطه عینی شدن میان آنهاست 

در واقع شخصیت کامل انسانی ، شخصیتی هست که 3 بخش فوق ( کودک – والد – بالغ ) توام به صورت متعادل در آن حضور داشته باشد. لیکن رئیس بخش بالغ باشد و با روشنفکری در جای خود به کودک و در جای خود به والد اهمیت دهد. و شخصیت را با تجزیه وتحلیل متعادل نگه دارد.


 

رابطه با نوجوان

وقتي فرزندان به سن نوجواني مي رسند ،اصولا پدر و مادر راجع به ارتباط خود با او دچار نگراني مي شوند ، تغييرات چهره ي فرد هرچقدر ملموس باشد ، تغييرات رفتاري و دروني وي بيشتر خواهد بود و اين موضوع را والدين به خوبي حس مي کنند.آن ها فرزندي را مي بينند که مانند گذشته رفتار نمي کند ، مانند کودکي اش از تمام وقايع مدرسه تعريف نمي کند ، احساساتش را در ميان نمي گذارد و در خيلي مواقع با آن ها مخالفت کرده و نظري مخالف با نظر آن ها بيان مي کند.حتي به راحتي گذشته او را در آغوش نمي گيرند و در يک کلام احساس مي کنند ،روابط شان سرد شده.

آداب گرم کردن رابطه با نوجوان


ارتباط با نوجوان

اگر شما حس مي کنيد از فرزند تان دور شده ايد ، به راهکارهاي زير عمل کنيد و فراموش نکنيد که طبيعي است که کودک ديروز شما در مرحله گذر از کودکي به بزرگسالي رفتار متفاوتي از خود نشان دهد ، شما هم کمي تغيير کنيد و سعي داشته باشيد تا حال و هواي او را در اين روزها درک کنيد.
زمان اين تغييرات خيلي طولاني نيست و نحوه ي برخورد شما و چگونگي تعامل با او مي تواند در نحوه ي زندگي آينده ي او نقش موثري داشته باشد.
پذيرش نوجوانان: گام اول براي ايجاد و تحكيم رابطه‌اي دوستانه و صميمي با نوجوان اين است كه او را با همه كمي‌ها و كاستي‌هايش قبول داشته باشيد. كاستي‌هاي رفتاري او را همچون نقاط قوت و توانايي‌هايش بپذيريد و به او به عنوان فردي كه داراي استقلال، سليقه‌هاي خاص و عقايد قابل ارايه است،‌ نگاه كنيد.

نوجوانانتان را درك كنيد : درك و برداشت از زندگي و مسايل آن متفاوت از برداشتي است كه نوجوان دارد. او زندگي را به ساده‌ترين وجه ممكن مي‌نگرد، به طوري كه عقايدش براي شما پوچ و مسخره است. نسبت به عقايدش بي‌اهميت نباشيد. وي را تمسخر نکنيد.
گام اول براي ايجاد و تحكيم رابطه‌اي دوستانه و صميمي با نوجوان اين است كه او را با همه كمي‌ها و كاستي‌هايش قبول داشته باشيد. كاستي‌هاي رفتاري او را همچون نقاط قوت و توانايي‌هايش بپذيريد
راه انتقاد کردن صحيح را بياموزيد:در انتقاد از نوجوان دقت کنيم که تمام شخصيت آنها را مورد حمله قرار ندهيم و تنها آن قسمتي را مورد سؤال قرار دهيم که نتوانسته وظيفه اش را درست انجام دهد. هرگز نبايد به نوجوان يا هر شخص ديگر بگوئيم: تو لياقت نداري و به درد هيچ کاري نمي خوري زيرا با اين جمله تمام حيطه وسيع شخصيت او را مورد حمله قرار داده ايم.
ارتباط را دو طرفه كنيد : اگر برخورد با نوجوان حاكي از ارتباط يك‌طرفه، معيوب و غيرقابل دوام باشد، به سركشي و عصيان نوجوان در برابر دستورات شما منجر مي‌شود و به رابطه عاطفي و صميمانه ميان شما و او لطمه مي‌زند. در اين مواقع بهتر است در برخورد با نوجوان، هر زمان كه سخني را گفتيد، از او نيز سخني بشنويد و نظر او را نسبت به وظايف محوله‌اش جويا شويد.

دست از نصيحت مستمر برداريد :وقتي اشتباهي را از طرف فرزندمان مشاهده مي كنيم ، بيشتر در مقام موعظه بر مي آييم تا اينكه واقعاً دليل آن حادثه را جويا شده،به درد دل او گوش فرا دهيم . خوب است در زمان لازم به صحبت هاي نوجوان گوش دهيم و با سخنان بجا و به موقع و به دور از نصيحت ، بحث را در جهتي كه مي خواهيم هدايت كنيم. همه ي ما از نصيحت شنيدن بيزازيم و در برابر آن مقاومت مي كنيم . به همين علت توصيه اكيد بر اين است كه از نصيحت مستقيم نوجوان بپرهيزيد و با ايجاد زمينه مساعد و استفاده از تجربيات ديگران ، آنگونه صحبت كنيد كه نوجوان متوجه شود منافع خود او در كار است.
از نصيحت مستقيم نوجوان بپرهيزيد و با ايجاد زمينه مساعد و استفاده از تجربيات ديگران ، آنگونه صحبت كنيد كه نوجوان متوجه شود منافع خود او در كار است.
براي ارتباط با نوجوان وقت كافي بگذاريد : نوجوانان نيازمند توجه هستند، آنها مي‌خواهند صحبت كنند، اعتراض كنند و از هيجانات و اتفاقاتي كه در مدرسه مي‌افتد و يا از دوستان‌شان مي‌شنوند، حرف بزنند. هرچه زمان اين ارتباط با شما به عنوان مادر، پدر و يا مربي بيشتر باشد، خرسندي آنها بيشتر شده و امكان ارتباط نادرست و غلط آنها كمتر خواهد شد.
انرژي سرشار نوجوانان نياز به تخليه دارد: نوجوان در اين سنين داراي انرژي فراوان جسماني است. تشويق نوجوانان به انجام ورزش‌هاي گوناگون، شركت در فعاليت‌هاي الگوسازي براي آنان و تحريك آنها بر همانندسازي با آن الگوها موجب مي‌شود تا آنها انرژي خود را به طريق منطقي تخليه كنند.
آموزش مهارت در برقراري روابط اجتماعي: با شركت دادن فرزند نوجوان‌تان در جمع دوستان و آشنايان مهارت روابط اجتماعي او را افزايش دهيد. براي مثال، با فرزند نوجوان خود به گردش‌هاي دو نفره برويد و در بسياري از روابط اجتماعي مانند آشنا شدن با ديگران، خريد كردن از مغازه، پيدا كردن نشاني يك موسسه و درخواست انجام كاري از يك اداره با وي تمرين عملي كنيد.


به عنوان والدين يک نوجوان موارد زير را بخاطر بسپاريد :

1 – در برخورد با نوجوانان، ملايم و منطقي باشيد.

2 – هيچگاه نظرات خود را به نوجوانان، تحميل نکنيد.

3 – تجارب موفقيت آميز نوجوانان را افزايش دهيد.

4 – نوجوانان خود را با الگوهاي رفتاري مطلوب آشنا کنيد.

5 – نسبت به احساسات و عواطف نوجوانان خود بي تفاوت نباشيد.

6 – توجه داشته باشيد که مشاجرات لفظي درخانه (ميان پدر و مادر)، در روحيه يا رفتار نوجوان منعکس مي شود.

7 – به بهانه ي گفتگو با نوجوانان، اهداف خود را به آنها القا نکنيم.

8 – تحملِ نوجوان را براي مواجه شدن با ناکامي هاي اجتماعي افزايش دهيد.

9 – براي پرکردن اوقات فراغت نوجوانان، اهميت بسياري قائل شويد.





راز واقعی

قطاری که به مقصد خدا می رفت، لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت: مقصد ما خداست. کیست که با ما سفر کند؟

کیست که رنج و عشق را توامان بخواهد؟

کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است ، تنها برای گذشتن؟

قرنها گذشت، اما از بی شمار آدمیان، جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند، از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود.

در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ، کسی کم میشد، قطار می گذشت و سبک می شد، زیرا سبکبالی قانون راه خداست.

سر انجام قطار به ایستگاه بهشت رسید. پیامبر گفت: اینجا بهشت است. مسافران بهشتی پیاده شوند، اما اینجا ایستگاه آخر نیست!

مسافرانی که پیاده شدند، بهشتی شدند. اما اندکی، باز هم ماندند، قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.

آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت: درود بر شما، راز من همین بود. آن که مرا می خواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد.

و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید، دیگر نه قطاری بود و نه مسافری..."

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

مـــــعــــنـــی مــــــــادر ! ...

مـــــعــــنـــی مــــــــادر ! ...


WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN…………………

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم




BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”
برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟



SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTILL IT STOPPED”

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟



DAD ANGRILIY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALISE”.

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد



BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت



“STUPID RAIN”

باران احمق



THAT’S MOM!!!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com
این است معنی مادر

خدای من

خدایا عظمت و ژرفای عشق تورا نمیشناسم چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بیخبرند.

 فقط میدانم که معبود این دل خسته هستی و اگر دیده از من برگیری........  خواهم مرد.

زیبایی زندگی

 

 

 

 

 

 

Nature Scraps, nature graphics, and nature images for Orkut, Myspace, Facebook, Hi5, Tagged

زندگی  زیباست ، کو چشمی که زیبایی  ببیند ؟

کو  دل آگاهی  که در هستی  دلارائی ببیند ؟


صبح ها تاج طلا  را بر ستیغ کوه ، یابد

شب  گل الماس  را بر سقف مینایی ببیند


شکوه ها از بخت دارد  بی خدا  در بی کسی ها

شادمان آنکو  خدا  را وقت  تنهایی  ببیند


 زشت بینان  را بگو در دیده ی  خود عیب جویند

 زندگی زیباست  کو چشمی که  زیبایی ببیند ؟


 

آموزش مهارت اقتصادی به فرزندان

بخش مهمی از مسائل اقتصادی خانواده آموزش و تربیت رفتار صحیح اقتصادی به فرزندان است. آموزش اقتصاد به فرزندان به دو گونه مستقیم و غیرمستقیم صورت می گیرد.

بخش غیرمستقیم که مهم تر است، روش و نوع عملکرد والدین است که خواه و ناخواه حتماً به فرزندان منتقل می شود. مادران مدیر، قانع و صرفه جو، فرزندانی به همین گونه تربیت می کنند و مادران اسرافکار، تجمل پیشه و مصرف گرا نیز فرزندانی تنوع طلب و مصرف زده به جامعه تحویل می دهند.

بنابراین اولین گام در آموزش مهارت های اقتصادی به فرزندان تصحیح عملکرد والدین است.

در شیوه دوم، والدین یا مربیان به گونه ای مستقیم عمل می کنند.مثلاً درباره مسائل اقتصادی با فرزندان گفتگو می نمایند یا در هنگام خرید تذکرات لازم و آموزشهای ضروری را به آنها می دهند یا در خانه در مورد مصرف آب، برق، مواد غذایی، نگهداری وسایل و...امر و نهی می کنند.

اولین چیزی که در اقتصاد خانواده مورد توجه و بحث است نحوه مصرف از جزئی ترین اقلام مصرفی در داخل منزل گرفته مثل آب، برق، انرژی، فرآورده های سوختی، وسایل الکتریکی و ... تا تمام کالاهای مصرف خوراکی، آشامیدنی و ملزومات مورد نیاز است.

پول

در واقع در حوزه خانواده زنان قادرند برای استفاده بهینه از امكانات موجود و بویژه مصرف درست انرژی با مدیریت صحیح خود وضعیت مصرف را تعدیل و سامان بخشند.

همچنین زنان قادرند برای استفاده بهینه از امكانات موجود و بویژه مصرف درست انرژی با مدیریت صحیح خود وضعیت مصرف را تعدیل و سامان بخشند و در نتیجه در ایجاد تحولات اساسی و حتی در كاركردهای اقتصادی در كل كشور نقش آفرینی كنند.

گفتنی است تداوم آموزش در خانواده ها و جدیت نهادهای متولی در حوزه اجتماعی در راستای تحقق اهداف قانون هدفمندکردن یارانه ها موثر خواهد بود و علاوه بر نقش خانواده نمی توان از اثر گذاری صدا و سیما، رسانه ها و مطبوعات در انتقال واقعیت ها و آموزش چگونگی رفتار اقتصادی به خانواده ها غافل بود.

پول

فرمانروای خانه

امروزه فرزندان جزء لاینفك و اساسی تصمیم‌گیری‌های خانواده هستند. دنیای ماشینی كه تغییرات اساسی در شكل و هیات خانواده‌ها به وجود آورده است ؛ روابط فرزندان با پدر و مادر را تحت تاثیر خود قرار داده است و بستر مناسبی را برای حكمرانی فرزندان به وجود آورده است شاید بتوان گفت سبك جدیدی از زندگی را بنیان نهاده است.

 خیلی دور نیست آن روزهایی كه وقتی پدر از سر كار به منزل می‌آمد و ما بچه‌ها ( خواهر و برادر ) كه داشتیم بر سر و روی همدیگر می‌زدیم ساكت می‌شدیم و انگار نه انگار كه همان بچه‌های شیطان نیم ساعت پیش بودیم. یادش بخیر پدر در خانه از چه جذبه و ابهتی برخوردار بود. الان هم همان پدر كه نقش پدربزرگ را ایفا می‌كند برای ما یك پدر پرجذبه است و هنوز هم می‌ترسیم كه جلوی او حرفی خلاف میلش بزنیم. شاید هم ترس نیست ، علاقه بیش از حد است ولی به هر حال پدر و مادر آن روز با پدر و مادر امروز خیلی متفاوت است.

حال دیگر كنترل زندگی در دست فرزندان است : انتخاب برنامه‌های تلویزیون ، انتخاب اماكن تفریحی، رستوران ، زمان خوردن صبحانه ، ناهار و شام ، نحوه دكوراسیون منزل و حتی گزینش افرادی كه با خانواده در ارتباطند تقریبا با دخالت آنها صورت می‌گیرد؛ خلاصه تنظیم كلیات و جزئیات تمام برنامه‌های والدین متاثر از سلیقه و راحتی فرزندان است.

والدینی كه در گذشته در خانواده‌های گسترده و پرجمعیت با كمترین توقع و تنها با ملزومات اولیه زندگی زیسته‌اند ، اكنون خواهان آن هستند كه امكاناتی را كه در گذشته خود از داشتن آن محروم بوده‌اند در اختیار فرزندان قرار دهند و معتقدند از این طریق موفقیت آنها را در آینده تامین می‌كنند.

‌ امروز به طور مستقیم و غیرمستقیم این كودكان هستند كه محور فعالیت‌های خانواده‌اند و والدین را تا حد زیادی تحت نفوذ ارزش و معیارهای ذهنی خود قرار داده‌اند.كودكان امروز به جای آن كه مانند كودكان دیروز اوقات فراغتشان را كنار دست استادی برای یادگیری فنی آتیه‌ساز سپری كنند ، در كلاس‌های ورزشی و تفریحی یا با كامپیوتر و تلویزیون وقت می‌گذرانند بدون آن كه دغدغه ایستادن در صف نانوایی و مراقبت از بچه كوچك‌تر را داشته باشند.

دكتر نصرت‌الله منتظری ، روان‌شناس با بیان این كه تمام محور توجهات در خانواده‌های تك‌هسته‌ای امروزی بر روی فرزندان است،‌ می‌گوید: "خانواده‌ها بر این باورند تا آنجا كه در توان دارند باید به نیازهای فرزندان پاسخ دهند و معمولا میان خواسته‌های منطقی و غیرمنطقی تفاوتی قائل نمی‌شوند ، از این رو كودكان با داشتن ذهنی پویا و خلاق ، به خوبی یاد می‌گیرند چگونه نیازها و تقاضاهایشان را با حكمرانی از والدین مطالبه كنند."وی می‌افزاید: "كشمكش برای كسب قدرت میان فرزندان و والدین تا آنجا پیش می‌رود كه در بیشتر مواقع به تسلیم والدین منجر می‌شود؛ زیرا‌ آنان تصور می‌كنند عدم‌پاسخگویی به خواسته‌های فرزندان منجر به درگیری‌های بیشتر می‌گردد. هنگامی كه فرزندان قدرتمند‌تر شدند ، چتر حكمرانی‌شان را بر خانواده می‌گسترانند و سبك زندگی را از پدرسالاری به فرزندسالاری تغییر می‌دهند.

توانایی‌های كودكان امروزی

از سوی دیگر به اعتقاد این روان‌شناس بازی‌های رایانه‌ای ، فیلم‌ها و كارتون‌های كودكان به بچه‌ها آموخته‌اند كه به وسیله تحكم و خشونت ، بهتر می‌توان به خواسته‌ها دسترسی پیدا كرد. در نتیجه كودك زمانی كه خود را بازنده می‌پندارد ، صدای بلند و پرخاشگرانه را به كار می‌بندد تا پدر و مادر را تحت تاثیر قرار دهد. در عصر تكنولوژی، كودكان با فناوری‌های ارتباط بزرگ شده‌اند، كودكان امروز حتی بهتر از بزرگسالان با كامپیوتر ، موبایل و... كار می‌كنند. ذهن خلاق آنها مانند كویری تشنه تمامی اطلاعات زندگی مدرن را به راحتی می‌بلعد و خود را با‌ آن سازگار می‌كند.

از دید آنها این برتری نسبت به بزرگ‌ترها بخصوص در خانواده‌هایی كه پدر و مادر سطح تحصیلات پایینی دارند ، این حق را می‌دهد كه حقوقی برابر حقوق والدین و حتی بیشتر داشته باشند. در نتیجه فرزندان نسل امروز ، بیشتر مورد مشورت قرار می‌گیرند و كمتر مشورت می‌كنند ، آنان دیگر در مهمانی‌های بزرگسالان شركت می‌كنند ، برنامه تلویزیونی آنها را می‌بینند و مانند آنها موبایل و لپ‌تاپ دارند و با هر كسی كه می‌خواهند رفت و آمد می‌كنند.

برخی بازی‌های رایانه‌ای، فیلم‌ها و كارتون‌های كودكان به بچه‌ها آموخته‌اند كه به وسیله تحكم و خشونت، بهتر می‌توان به خواسته‌ها دسترسی پیدا كرد. در نتیجه كودك زمانی كه خود را بازنده می‌پندارد ، صدای بلند و پرخاشگرانه را به كار می‌بندد تا پدر و مادر را تحت تاثیر قرار دهد.

انتظارات زیاد

بزرگ‌حاكمان كوچك زندگی امروز ما انتظار دارند هر چه در محیط خانه وجود دارد در اختیار قدرت آنها باشد: "من دلم می‌خواهد، چون من می‌گویم، من دوست ندارم، من نمی‌خورم، چون من می‌خواهم و..." .این فرمانروایان خانه، دیگر نه مانند والدین خود از دیدن بزرگ‌ترها به لكنت می‌افتند، نه از حضور آنها برای دراز كشیدن شرمنده می‌شوند و نه در هنگام دخول و خروج آنان به احترام می‌ایستند. آنها خانه را مكانی راحت می‌خواهند كه هیچ یك از این تشریفات را نداشته باشد. به‌هرحال قلمرو تصمیم‌گیری والدین روز به روز در خانواده‌های فرزندمدار و فرزندمحور كاهش و قلمرو تصمیم‌گیری فرزندان افزایش پیدا كرده است.

دیگر این كودكان هستندكه ساعت خواب و میزان تماشای تلویزیون را تعیین می‌كنند. آنها هستند كه انتخاب می‌كنند با چه كسی رفت و آمد داشته باشند. به همین خاطر انتظار والدین از بچه‌ها و خواسته‌های عاطفی آنها از بچه‌ها در یك جمله خلاصه می‌شود؛ فقط درس بخوانند. این والدین هستند كه فشار را تحمل می‌كنند و دائما در این نگرانی بسر می‌برند كه آینده فرزندشان چه خواهد شد. روش‌های ابراز و اظهار عواطف نیز تغییر كرده است. امروزه بچه‌ها حق دارند و می‌توانند عواطفشان را اظهار كنند در حالی كه در نظام تربیتی سنتی، بچه‌ها اجازه نداشتند كه عواطف درونی و امیال باطنی‌شان را آن طور كه هست ابراز كنند و باید حریم‌ها و حجاب‌ها را نگه می‌داشتند. به طوری كه بچه‌ها برای بیان یك مطلب باید فكر می‌‌كردند كه آیا مجاز به طرح كردن آن مطلب هستند و اگر مجاز هستند چگونه باید آن را بیان كنند، ولی امروزه خیلی بی‌پرده و صریح خواسته‌ها و تمایلات خود را ابراز می‌كنند.

خیلی از  این تغییرات را باید به پای تحولات عصر تكنولوژی نوشت. با سرعتی كه پیشرفت‌های علمی و تحولات صنعتی در پیش گرفته‌اند هیچ بعید نیست در آینده‌ای نه چندان دور شاهد سبك جدید دیگری از زندگی باشیم اما ما به عنوان اعضای یک خانواده می توانیم بر اساس معیارهای صحیح عمل کنیم .می توانیم در خانواده ی خود برخی سنت های خوب گذشته را حفظ کنیم.تکنولوژی و تغییرات ناشی از آن در کنار عزم و خواسته ی ما برای سبک زندگی صحیح بر پایه ی اعتقاداتی که هیچگاه رنگ نمی بازد ، می تواند زندگی موفقی را رقم بزند.

ارائه راهکارهایی برای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

اغلب پدران و مادران می خواهند دانش آموزان موفقی داشته باشند و برای دست یافتن به این هدف، از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. با وجود این، ممکن است آنان از نقش فعالانه خود در رسیدن به این هدف، کمتر آگاه باشند و پرورش دانش آموز موفق را وظیفه انحصاری نظام آموزشی و آموزگاران بدانند. اما پژوهش ها نشان می دهند دانش آموزانی در مدرسه موفق اند که والدینشان آنان را برای مدرسه و یادگیری آماده می سازند و خود اهل خواندن، نوشتن، بحث و گفت وگو، تجربه کردن و آموختن هستند. برای پرورش دانش آموز موفق، علاوه بر مدرسه، فضای خانواده نیز باید مساعد باشد و ارتباط موثری بین مدرسه و خانواده برقرار شود. در این یادداشت، ۲۰ راهکار ساده و کارآمد معرفی می شود که به شما کمک می کنند در پرورش دانش آموزان موفق به فرزندان خود و مدرسه یاری رسانید.
۱ ) درباره خاطره های خوش خود در مدرسه صحبت کنید:
درباره تجربه های مثبت خود در مدرسه و خاطره های خوش آن دوران صحبت کنید. حتی اگر خاطره های شما از دوران مدرسه همواره خوشایند نبوده اند، با تاکید کردن بر فرصت های مثبتی که مدرسه برای فرزندتان فراهم می سازد، به او کمک کنید. به جای این که بگویید: «تو امروز باید به مدرسه بروی.» می توانید بگویید: «شما از امروز رفتن به مدرسه را آغاز می کنید.»
۲ ) از آموزگاران، آموختن و تکلیف منزل به نیکی یاد کنید:
نگرش مثبت شما به آموزگاران و مدرسه و برخورد مثبت با تکالیف منزل باعث نگرش مثبت فرزند شما به مدرسه و فعالیت های مرتبط با آن می شود.
۳ ) آموختن را ادامه دهید و دانش آموز بمانید:
کودکان در بسیاری از موارد، والدین خود را الگوی خود قرار می دهند. اگر شما با مطالعه یا شرکت در دوره های آموزشی به وسعت بخشیدن به دانسته های خود ادامه دهید، فرزندتان می بیند که شما به آموختن برای شما ارزشمند است.
۴ ) به چیزهایی که فرزندتان می آموزد علاقه نشان دهید:
با پرسیدن و فراهم کردن زمینه برای مشارکت کودک در یک گفت وگوی صمیمانه می توانید اهمیت یادگیری را به او نشان دهید. البته باز هم نگرش مثبت داشته باشید. به جای آن که بپرسید «امروز در مدرسه چه کار کردی؟» بهتر است بپرسید «امروز چه کارهایی کردی که خیلی دوست داشتی؟»، «چه چیزهایی باعث شد احساس خوبی پیدا کنی؟»، «دوست داری درباره چه چیزی بیشتر بدانی؟» یا «چه چیزهایی خواندی؟.»
۵ ) اجازه دهید فرزندتان به شما بیاموزد:
درس دادن، دوباره آموختن است. برای این که یادگیری فرزندتان را تقویت کنید، به او اجازه دهید مفاهیم جدید را به شما بیاموزد. لازم نیست به او ثابت کنید همه چیز را می دانید یا بهتر از او می دانید، بلکه بهتر است بگویید «چه جالب! ممکن است بیشتر توضیح دهی؟»
۶ ) راه های بهره گیری از دروس در زندگی را به فرزندتان بیاموزید: به فرزندتان کمک کنید تا راه های بهره گیری از آموخته هایش را در زندگی روزمره پیدا کند. به نظر می رسد هر چه اطلاعات کاربردی تر باشند، فرزند شما را به کسب اطلاعات جدید بیشتر تحریک می کنند.
۷ ) در تله نمره گرفتار نشوید:
هر چند نمره ها برای ارزیابی میزان یادگیری فرزندتان سودمندند، اما هدف اصلی، یادگیری است نه نمره. شرایطی را فراهم نکنید که به رقابت شدید برای کسب نمره منجر شود. به کودکتان بیاموزید که راحت و آسوده باشد و بدون فشار رقابت، از یادگیری لذت ببرد.
۸ ) نمره های فرزندتان را با دیگران مقایسه نکنید:
چنین مقایسه هایی در اغلب موارد نتیجه معکوس دارند. بهتر است نمره ها فرزندتان را با نمره هایی که پیش تر کسب کرده، مقایسه کنید. «فکر می کنی چه قدر پیشرفت کرده ای؟»، «دوست داری بیشتر پیشرفت کنی؟.» «چگونه می توانی این کار را انجام دهی؟» و «من چگونه می توانم به شما کمک کنم؟»
۹ ) توقعات خود را از فرزندتان واقعی سازید:
کودکتان را تشویق کنید تا بهترین کاری را در مدرسه انجام دهد که می تواند. به خاطر داشته باشید که به طور طبیعی کودکان در برخی زمینه ها بهتر عمل می کنند. به علاوه، به خاطر داشته باشید که کودک شما به خاطر آن چه که هست و نه به خاطر آن چه که انجام می دهد، یک مورد خاص است.
۱۰ ) زمان و مکان مناسب و آرام بخشی را برای انجام تکالیف منزل در نظر بگیرید:
بیشتر کودکان در زمان های معین و منظم بهتر مطالعه می کنند. در این مورد با فرزندتان به توافق برسید. مکان ویژه ای برای تکالیف منزل داشته باشید. این مکان می تواند یک میز مناسب در گوشه ای از اتاق خودتان یا میز آشپزخانه باشد. در این مورد، برنامه روزانه مشخصی داشته باشید و محیط مساعدی را برای انجام تکالیف فراهم سازید. بدون شک این کار مهم جلوی تلویزیون به انجام نمی رسد. البته، بچه ها را از برنامه های مورد علاقه شان محروم نکنید.
۱۱ ) هنگام انجام تکالیف منزل، فرزندتان را همراهی کنید:
تکالیف و برگه هایی را که فرزندتان به خانه می آورد، مرور کنید و توجه خود را به آن چه که او در حال انجام دادن آن است، نشان دهید. این کار به شما فرصت می دهد تا برای انجام کار او را تشویق کنید و با مشکلاتی که ممکن است در این راه با آن ها روبه رو شود، آشنا شوید. به علاوه، به او نشان می دهید که کارهای مدرسه برای شما ارزشمند است.
۱۲ ) در انجام تکالیف منزل، نقش مشاور را ایفا کنید و معلم خصوصی نباشید:
تکالیف منزل، کار فرزند شماست، نه وظیفه شما. پیشنهاد می کنیم آن قدر کنار کودکتان ننشینید که از درستی پاسخ همه تکالیف مطمئن شوید. اشتباهات تکالیف، راهی است که به معلم فرزند شما می آموزد که چه مفاهیمی را باید بیشتر توضیح دهد. در عوض، نقش مشاور را داشته باشید و هر وقت فرزندتان تقاضای کمک کرد، به او کمک کنید.
۱۳ ) فرزندتان را به مطالعه در منزل ترغیب کنید:
خواندن، سنگ بنای یادگیری بیشتر است. هرچه فرزند شما این مهارت اساسی را بیشتر تمرین کند، فعالیت های مرتبط با یادگیری را بهتر انجام می دهد. برای این که او را به خواندن ترغیب کنید و خواندن را فعالیتی لذت بخش بسازید، اجازه دهید آن چه را که دوست دارد، مطالعه کند. کتاب های ساده، مجله ها و کتاب های طنزآمیز را در اختیارش قرار دهید. البته، بهتر است به جای آن که برایش کتاب بخرید، او را به کتاب فروشی یا کتابخانه ببرید تا خودش کتاب های مورد علاقه اش را انتخاب کند. در این راه فقط او را راهنمایی کنید و حق انتخاب را به خودش واگذارید. از کتابداران کتابخانه ها نیز می توانید کمک بگیرید.
۱۴ ) برنامه تربیتی منسجم و پربار و نتیجه بخشی را ترتیب دهید:
مسئولیت پذیری، همکاری و اعتمادبه نفس به موفقیت کودک شما در کلاس درس کمک زیادی می کنند و شما باید در آموزش آن ها به فرزندتان جدی باشید. شاید لازم باشد در این زمینه مطالعه گسترده تری داشته باشید. به کتاب هایی که در این زمینه ها نوشته شده اند مراجعه کنید.
۱۵ ) از برنامه انضباطی مدرسه پشتیبانی کنید:
یک مدرسه همانند یک خانواده، به برنامه انضباطی منسجمی نیاز دارد تا فرزندان ما احساس راحتی کنند و بتوانند بیاموزند. اگر فرزندتان در مدرسه دانش آموز منضبطی شده است، با ادامه کار مدرسه در منزل، به او کمک کنید درباره این تجربه و اهمیت آن بیش تر بیاموزد. اگر با برنامه انضباطی مدرسه مشکل دارید، با مدیر مدرسه تماس بگیرید و پیشنهادهای سازنده خود را مطرح کنید.
۱۶ ) گزارش های نگران کننده را بررسی کنید:
معلمان، مانند والدین و دانش آموزان ممکن است اشتباه کنند. هیچ فردی کامل نیست. با وجود این، اگر فرزندتان درباره کاری با شما صحبت کرد که معلمش انجام داده و برای او ناخوشایند بوده است، محترمانه به سخنانش گوش دهید اما به خاطر داشته باشید ماجرا به آن تلخی که می شنوید، نبوده است. وقتی احساسات بچه ها جریحه دار می شود، گاهی مبالغه می کنند. اگر چنین وضعی شما را نگران کرد، با معلم فرزندتان تماس بگیرید و به جای اظهار ناراحتی یا خصومت، نگرانی خود را ابراز کنید. با این گونه چالش ها با ذهن باز برخورد کنید.
۱۷ ) علاوه بر طرح مساله، راه حل نیز پیشنهاد کنید:
اگر شما نگران موضوعی هستید یا با مشکلی روبه رو می شوید که تصور می کنید به تصحیح نیاز دارد و آن را با معلم فرزندتان هم در میان گذاشته اید، برخورد مثبتی داشته باشید و برای حل آن نظر دهید. این شیوه باعث می شود شما با معلم نوعی ارتباط مشارکتی و مبتنی بر حل مساله داشته باشید.
۱۸ ) در مورد اطلاعات نادرست و شایعه ها حساب شده عمل کنید: فرزند شما در مدرسه، اطلاعات سودمندی یاد می گیرد. اما ممکن است همراه اطلاعات نادرست و گاهی شایعه ها به خانه باز گردد. اگر با چنین مواردی روبه رو شدید، پیش از هر چیز با معلم فرزندتان یا مدیر مدرسه تماس بگیرید. البته، بهتر است به جای تماس تلفنی، با آنان نشست و گفت وگویی داشته باشید.
۱۹ ) وقتی به مدرسه دعوت می شوید، با کمال میل بپذیرید:
نشست هایی که در مدرسه برگزار می شوند، نه تنها اطلاعات مهمی را در اختیار شما قرار می دهند بلکه به فرزندتان نشان می دهد که شما برای مدرسه و برای آنان ارزش زیادی در نظر دارید. اگر معلم فرزندتان از شما خواست در کلاس درس هم شرکت کنید، بپذیرید.
۲۰ ) مدرسه را در جریان رویدادهای منزل قرار دهید:
وقتی خانواده تحت تاثیر تنش هایی مانند بیماری یا طلاق قرار می گیرد، بچه ها بیشترین تاثیر را می پذیرند. به معلم فرزندتان اجازه دهید از این شرایط مطلع شود. او در اغلب موارد می تواند به شما کمک کند. به علاوه وقتی او در جریان قرار می گیرد، با آمادگی با تغییرات رفتاری احتمالی فرزندتان روبه رو می شود.